وحید پیام نور

مطالبی پیرامون اندیشه، اجتماع و هنر

خان یازدهم، کنسرت‌های موسیقی

شانزدهم تیرماه، در برخی از رسانه‌های داخل و خارج خبری منتشر شد بدین مضمون که آیت‌الله علم الهدی برگزاری کنسرت در مشهد را حرام اعلام نموده‌اند. ازآنجاکه معتقدم در عصری زندگی می‌کنیم که دیگر نمی‌شود به همین سادگی به رسانه‌ها اعتماد کرد؛ سری به سایت ایشان زدم تا پس از مطالعه کل سخنان ایشان و به همین بهانه چند سطر در باب وضعیت موسیقی حال حاضر کشور بنویسم.

آنچه در سایت رسمی ایشان آمده را جهت نقل به‌عین می‌گذارم تا همین امر فتح بابی بر این نوشتار باشد:

به خدا وصل شدن یعنی گناه و ابتذال در جامعه و حوزه فرهنگ ما به چشم نخورد و خودنمایی نداشته باشد، مسئله شنیدن موسیقی یا آهنگ مربوط به فتاوای مراجع تقلید است و هرکسی تابع مرجع خود و فتوای مرجع خود است اما در آنچه در کنسرت‌ها می‌گذرد تنها موسیقی نیست، کنسرت حاشیه‌ای دارد که آن حاشیه ابتذال آفرین و ابتذال است؛ این‌که عده‌ای فریاد می‌کشند، کف و سوت می‌زنند و اظهار هیجان می‌کنند، این هیجان‌های گناه‌آلود شکلی از گناه و غضب خداست که در زندگی اجتماعی ما بروز کرده است. از آن بدتر این‌ است که ابتذالی که مظهر گناه و غضب خداست، در سرزمین امام هشتم علیه‌السلام اجرا شود. کسی با شادی مردم مخالفت نیست، اما این عین ناخوشی و آلودگی است، جامعه را فاسد می‌کند، شیرینی و حلاوت برای جوانان ندارد و آنچه بر جوان واردشده و فکر می‌کند شیرین است؛ حلاوتی شیطانی است. هر کاری که بنا شد در حاشیه آن، هیجان‌های نامشروع صورت بگیرد ولو کار، کار مقدس باشد، ولی درعین‌حال همین‌که با ابتذال همراه شد می‌شود حرام. ورزش، جریان مقدسی است، حتی ورزش قهرمانی مقدس است چون مشوق نسل جوان برای سلامتی، ورزش و حفظ صحت است اما اگر قرار شد در کنار اجرای برنامه ورزش قهرمانی، عده‌ای دختر و پسر کنار هم جمع شوند، یک عده دختر و زن هیجان پیدا کنند، کف بزنند، سوت بکشند و به هوا بپرند، می‌شود ابتذال و ابتذال مظهر گناه است. متأسفانه در این مملکت، در شب‌های ماه مبارک رمضان که ماه فضیلت و عبادت بود، این ابتذال را در این کشور ایجاد کردند، این مسؤولین که دست به این کار می‌زنند باید بدانند که در جهنم تنها جای گنه‌کاران نیست بلکه جای کسانی که مسیر اسلام را منحرف کرده‌اند نیز هست. یک‌وقت آدمی خودش و در خلوت خودش گناه می‌کند، اما یک‌وقت مظهر زندگی اجتماعی این مردم جان داده، خون داده در راه خدا را مظهر گناه و نافرمانی می‌کند. متأسفانه در حوزه فرهنگی با این وضع به خدا وصل نشده‌ایم، از غیر خدا نبریدیم، عامل آن‌هم عناصر و عواملی هستند که با هر انگیزه‌ای دست به این کار می‌زنند و جلوی این مفاسد را نمی‌گیرند. خدایا تو شاهد باش مقابل چشم امام معصوم و حجت خدا، باکمال بی‌باکی عرض می‌کنم کنسرت ابتذال است در هر نقطه‌ای و در این شهر اجرا شود، بی‌حرمتی و جسارت به امام رضا (علیه‌السلام) است.[۱]

برداشت در خصوص این زاویه دید را به مخاطب واگذار می‌نمایم اما ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که تاکنون بارها از قول ایشان در خصوص حرام دانستن برگزاری کنسرت مطالبی نقل‌شده که بعضاً در مواردی با تکذیبیه از سوی دفتر ایشآن‌همراه بوده برای نمونه:

ممنوعیت اجرای کنسرت در حرم امام رضا

پنجشنبه، ۸ اسفند ۱۳۹۲، ۱۲:۳۸ ب.ظ

من نگفتم اجرای کنسرت در مشهد حرام است … مشهد حرم امام رضا (علیه‌السلام) است … مجوز اجرای هر برنامه‌ی فرهنگی در حرم امام رضا (علیه‌السلام) باید در شان این محل باشد … مجوز اجرای کنسرت به عهده‌ی شورای فرهنگ عمومی است و من در این شورا هیچ‌کاره‌ام … مسئولین جرات ندارند بگوید تصویب نشد، می‌گویند امام‌جمعه نگذاشت![۲]

در خوشی‌هایم شریک شوید

تقریبن از دو هفته پیش، تصمیم به ایجاد تغییر در سبک زندگی‌ام گرفتم. همیشه دیر می‌رسم مثل حالا. پس‌ازاینکه به فکر سلامتی جسم افتادم، رفتم آزمایش دادم تا ببینم با خودم چند چندم. نتیجه، یک راست راهی بیمارستانم کرد. به علت عارضه هایبر تری‌گلیسیرید و چربی خون و همین‌طور دریافت نشان افتخار از مقام محترم دیابت. نمی‌خواهم چس ناله کنم، شکر خدا همیشه آن‌قدر شهامت داشته‌ام با خریت‌ها و اشتباهاتم روبرو بشوم و اعتراف کنم که اشتباه کرده‌ام. این هم موردی دیگر؛ اما آنچه قصد طرح آن با دوستان را دارم این نیست که بیایید و فکر کنید یا ناراحت بشوید که من دیابتی شدم و ... بلکه می‌خواهم در لذتی شیرین سهیمتان کنم.

سالمرگ دکتر علی شریعتی

29 خورداد، سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی را یادآور می‌شوم با نیایشی از ایشان:

خدایا!

به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بر بی‌ثمری لحظه‌ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی‌اش سوگوار نباشم...

خدایا چنین زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم دانست...

ای خداوند...

ای خداوند! به علمای ما مسئولیت و به عوام ما علم و به مؤمنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیروان ما آگاهی و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما بیداری و به دین‌داران ما دین و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نومیدان ما امید و به ضعیفان ما نیرو و به محافظه‌کاران ما گستاخی و به نشستگان ما قیام و به راکدین ما تکان و به مردگان ما حیات و به کوران ما نگاه و به خاموشان ما فریاد و به مسلمانان ما قرآن و به شیعیان ما علی (ع) و به فرقه‌های ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبینان ما انصاف و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش!

سالمرگ دکتر علی شریعتی

وحید پیام نور آثار و اندیشه‌ی دیگران اعلامیه نظرات 0

پنجشنبه 29 خرداد 1393

01:29 ب.ظ

29 خورداد، سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی را یادآور می‌شوم با نیایشی از ایشان:

خدایا!

به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بر بی‌ثمری لحظه‌ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی‌اش سوگوار نباشم...

خدایا چنین زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم دانست...

ای خداوند...

ای خداوند! به علمای ما مسئولیت و به عوام ما علم و به مؤمنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیروان ما آگاهی و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما بیداری و به دین‌داران ما دین و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نومیدان ما امید و به ضعیفان ما نیرو و به محافظه‌کاران ما گستاخی و به نشستگان ما قیام و به راکدین ما تکان و به مردگان ما حیات و به کوران ما نگاه و به خاموشان ما فریاد و به مسلمانان ما قرآن و به شیعیان ما علی (ع) و به فرقه‌های ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبینان ما انصاف و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش!

جایگاه «نه» در زندگی امروز


... آغاز دین‌داری، با نفی آغاز می‌شود. لااله‌الاالله! این روزها، توانایی «نه» گفتن، یک ضرورت و نیاز در همه‌ی سطوح زندگی فردی و اجتماعی است. یک فرد باید بتواند به چیزهای بسیاری «نه» بگوید تا روی یک نکته متمرکز شود. به‌عنوان‌مثال شما برای وفادار بودن به همسرتان باید به دیگران بگویید «نه». یا به بسیاری از تفریحات باید بگویید «نه» تا دردسر از شما دور بمانید. مواد مخدر، روان‌گردانها، مشروبات الکلی و ... تا این‌ها را آدمی با یک «نه» از خودش دور نکرده باشد، زیاد سراغ ورزش و تفریحات سالم نمی‌رود! این یک حکم عمومی نیست بلکه کلی است. چراکه هستند ورزشکارانی که به علت سوءمصرف مواد یا الکل، دیگر نیستند!

بی‌هیچ دلیلی ...



با پستی همت چه زنی دم ز اناالحق!؟
این حرف بلندی ست که بر دار توان زد
ظفرخان احسن

سمفونی حکومت‌داری علوی


فرخنده باد زادروز ابرمردی که مالک اشتر را چنین نوشت:

سپس خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه که هیچ چاره‌ای ندارند، از زمین گیران، نیازمندان، گرفتاران، دردمندان، همانا در این طبقه محروم گروهى خویشتن‌داری نموده و گروهى به گدایى دست نیاز برمی‌دارند، پس براى خدا پاسدار حقى باش که خداوند براى این طبقه معین فرموده است.بخشى از بیت‌المال و بخشى از غله‌های زمینه‌ای غنیمتى اسلام را در هر شهرى به طبقات پایین اختصاص ده، زیرا براى دورترین مسلمانان همانند نزدیک‌ترینشان سهمى مساوى وجود دارد و تو مسئول رعایت آن می‌باشی، مبادا سرمستى حکومت تو را از رسیدگى به آنان بازدارد، که هرگز انجام کاره‌ای فراوان و مهم عذرى براى ترک مسئولیت‌های کوچک‌تر نخواهد بود، همواره در فکر مشکلات آنان باش و از آنان روى برمگردان، به‌ویژه امور کسانى را از آنان بیشتر رسیدگى کن که از کوچکى به چشم نمی‌آیند و دیگران آنان را کوچک می‌شمارند و کمتر به تو دسترسى دارند، براى این گروه از افراد مورداطمینان خود که خداترس و فروتن‌اند انتخاب کن تا پیرامونشان تحقیق و مسائل آنان را به تو گزارش کنند. سپس در رفع مشکلاتشان به‌گونه‌ای عمل کن که در پیشگاه خدا عذرى داشته باشى، زیرا این گروه، در میان رعیت بیشتر از دیگران به عدالت نیازمندند و حق آنان را به‌گونه‌ای بپرداز که در نزد خدا معذور باشى، از یتیمان خردسال و پیران سالخورده که راه چاره‌ای ندارند؛ و دست نیاز برنمی‌دارند، پیوسته دلجویى کن که مسؤولیتی سنگین بر دوش زمامداران است. اگرچه حق، تمامش سنگین است اما خدا آن را بر مردمى آسان می‌کند که آخرت می‌طلبند، نفس را به شکیبایى وامی‌دارند و به وعده‌های پروردگار اطمینان دارند.پس بخشى از وقت خود را به کسانى اختصاص ده که به تو نیاز دارند تا شخصاً به امور آنان رسیدگى نمایى و در مجلس عمومى با آنان بنشین و در برابر خدایى که تو را آفریده فروتن باش و سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوى آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو کند، من از رسول خدا (ص) بارها شنیدم که می‌فرمود: (ملتى که حق ناتوانان را از زورمندان، بی‌اضطراب و بهانه‌ای بازنستاند، رستگار نخواهد شد.) پس درشتى و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار کن و تنگ‌خویی و خودبزرگ‌بینی را از خود دور ساز تا خدا درهاى رحمت خود را به روى تو بگشاید و تو را پاداش اطاعت ببخشاید، آنچه به مردم می‌بخشی بر تو گوارا باشد و اگر چیزى را از کسى بازمی‌داری با مهربانى و پوزش‌خواهی همراه باشد.

...
تک‌مضراب: و ما کجاییم میان این سمفونی؟

اندر احوالات پلاستیک خانوار و ...

می‌خواستم متن بلند بالایی بنویسم، به علت محدودیت وقتی‌که دارم، اصل ماجرا را سریع و صریح می‌گویم. بنده به روحانی رأی دادم به نیابت از وحیده که علاقه‌مند بود رای بدهد ولی شناسنامه‌اش را همراه نداشت. بعد از سال‌ها عدم شرکت در انتخابات. اقدامات این دولت را به عقل و خرد نزدیک‌تر می‌بینم تا بعضن آقایان را. بهرجهت بود بود تا رسیدیم به این سبد که بهتر بود عنوان پلاستیک دسته دار برایش مشخص می‌کردند.
مسئله این است که این برنامه، بنده را به‌شخصه مشمئز نمود. نمی‌دانم دولت روی کدام منطق و اساس، چنین موج نارضایتی‌ای را ایجاد می‌کند؟ در کشوری که مردم به هم روا ندارند و حتی در پرداخته‌ای کمونیسمی دولت قبل هم عده‌ای می‌گفتند چرا باید مساوی یارانه بدهند و کسی نمی‌گفت که اصلاً نباید چنین چیزی میان جیب مردم بگذارند و آن‌چنان چیزی برداشت کنند! بهر سبب این برنامه‌ی کمک خانوار برنامه‌ی به‌شدت زشت و ناپخته‌ای بود که چند تأمل دارد!

مقدمه‌ای در مقام مؤخره

تاریخی که بر جغرافیای ذهن یک رهگذر گذشته است

سالیان زیادی را از سر گذراندم تا درک کردم آنچه می‌نویسم؛ شعر، داستان یا فیلم‌نامه نیست. این‌ها شهروندان شهر درون من‌اند و اگر هرازگاهی متنی مرتکب شوم و یا تصاویری را سرهم کنم تا فیلمی شکل بگیرد، حتی اگر از این بابت سرمایه‌ی مادی دیگران در میان نباشد، سربار وقت دیگران بودنی در میان است!

آشنایی

خودنوشت

به روایت کارکرد

به روایت تصویر