آگوست 15, 2016

خان یازدهم، کنسرت‌های موسیقی

خان یازدهم، کنسرت‌های موسیقی تحلیلی پیرامون کنسرت‌های موسیقی   شانزدهم تیرماه، در برخی از رسانه‌های داخل و خارج خبری منتشر شد بدین مضمون که آیت‌الله علم الهدی برگزاری کنسرت در مشهد را حرام اعلام نموده‌اند. ازآنجاکه معتقدم در عصری زندگی می‌کنیم که دیگر نمی‌شود به همین سادگی به رسانه‌ها اعتماد کرد؛ سری به سایت ایشان زدم تا پس از مطالعه کل سخنان ایشان و به همین بهانه چند سطر در باب وضعیت موسیقی حال حاضر کشور بنویسم. آنچه در سایت رسمی ایشان آمده را جهت نقل به‌عین می‌گذارم تا همین امر فتح بابی بر این نوشتار باشد: به خدا وصل شدن یعنی گناه و ابتذال در جامعه و حوزه فرهنگ ما به چشم نخورد و خودنمایی نداشته باشد، مسئله شنیدن […]
مارس 25, 2015

در امتداد حماقت های سرمایه‌داری

  چندی پیش، پستی داشتم در ارتباط با اسراف‌های تازه به دوران رسیده‌ها. مزید شگفتی است اگر عرض کنم پس از دستمال توالت طلا و لاک ناخن طلا، این بار، پیشرفت شگرفی در حماقت‌هایی ازاین‌دست را شاهدیم با بستنی با روکش طلا!   اخیراً کافه‌ای در دبی شروع به کار کرده است که گران‌ترین بستنی امارات را در منوی خود قرار داده است. گران‌ترین بستنی امارات که شبیه الماس کدر است از بستنی حاوی دانه وانیل ماداگاسکار، زعفران ایران و قارچ سیاه ایتالیا تشکیل‌شده است؛ اما مهم‌ترین ماده افزوده‌شده به این بستنی طلاست که البته قابل‌خوردن می‌باشد. هر کاسه بستنی ۲۳ قیراط برابر با ۴٫۶ گرم طلا همراه خود دارد. بستنی طلا در کاسه ساخت شرکت ورساچه ایتالیا به همراه […]
اکتبر 8, 2014

دعوت‌نامه رسمی به اندیشیدن

  بعضی از اوقات مثل همین حالا، احساس می‌کنم انگشتی برای به دهان گرفتن، برایم نمانده است. گور بابای سیاست و هرچه سیاسی‌کاری است، صداقت را عشق است که عجالتن چند وقتی است رفته است دیدوبازدید اقوامش و هنوز برنگشته است و به‌راستی‌که چقدر جای ایشان و قوم‌وخویش گرامی‌شان خالی است. بخصوص عالی‌جناب فتوت و سرکار خانم وفا. در همین مقام شایسته است یادی شود از مرحوم مغفور، جنت‌مکان، خلدآشیان، جناب آقای مهندس انسانیت و همسر محترمشان سرکار علیه، نوع‌دوستی! چه شرافتی با ایشان بود؛ یاد و نامشان به پهنه‌ی آسمان بلند باد. و اما بعد… امروز نیز چهره‌ی روزنامه‌ها، خط‌خطی است؛ به اخبار جان‌سوز از گوشه و کنار دنیا از کشتار آدمی و دوستانی چند؛ تصویری هفته ویرانگر در […]
سپتامبر 26, 2014

چالش چالش کتاب!

    وحید پیام نور نقد و نظر نظرات ۱ جمعه ۴ مهر ۱۳۹۳ ۰۱:۱۲ ق.ظ خب انگار شکر خدا تب چالش کتاب، فروکش نمود و حالا می‌توان درباره‌اش حرف زد چراکه اگر همان زمان حرفی به میان می‌آمد، ممکن بود عده‌ای گمان آن برند که نگارنده‌ی این سطور را با معرفی کتاب، دشمنی است و از سویی به‌شخصه دوست داشتم تا کتب موردعلاقه‌ی دوستانم را بشناسم. باری بهر جهت.   نخست عارض بشوم با هر طرحی که مربوط به معرفی کتاب باشد، سخت موافقم اما همیشه در گزینش کلمات وسواس داشته‌ام. وقتی می‌گوییم چالش فضایی رقابتی در ذهن نقش می‌بندد که لااقل دو سو دارد. چالش‌های پیشین هم‌چنین بوده. یا این کار را انجام می‌دهی یا فلان جریمه را […]
ژوئن 22, 2014

اندر احوالات بازی ایران ـ آرژانتین

بنده به‌شخصه نه‌تنها علاقه‌ای به فوتبال نداشتم که هیچ، از مخالفین سرسخت این بازی استعماری بوده‌ام؛ اما قسمت شد بازی تماشایی و اعجاب‌انگیز تیم ملی ایران مقابل آرژانتین را سر کل‌کل ببینم. چون فکر می‌کردم نتیجه ۲ بر ۱ به نفع ایران خواهد بود. خب بی‌تعارف همین حالا هم معتقدم همین نتیجه را بلکه هم بالاتر گرفته‌ایم. این‌یک اعتراف تکان‌دهنده است که بگویم: اشتباه می‌کردم! بله اشتباه می‌کردم که می‌گفتم فوتبالیست‌های ایران غیرت ندارند و فقط به توپ لگد می‌زنند. عمومن یک‌مشت لمپن بی‌سواد هستند که معلوم نیست به چه دلیل باید درآمدهای هنگفت داشته باشند وقتی فقط پی قر و فرشان هستند و حاشیه. باید در هیئت دیگری خلق می‌شدند و … به‌هرحال این بازی ثابت کرد: ۱٫ ایران […]
ژوئن 12, 2014

انتظار یا انتزار؟

غروب رفته بودم فاتحه‌خوانی پدر. بی‌واهمه عرض کنم ترسیدم. نه از فضای حاکم بر گورستان که دوستی دیرین است. از توحشی که در ملت موج می‌زند! نخست که دور میدان شهداء، آن‌قدر دوبل بر دوبل پارک کرده بودند که فقط به‌قاعده‌ی عبور یک خودرو آن‌هم با شک و تردید برخورد با بلوک‌های سیمانی میدان فضا بود. پیاده شدنم از تاکسی دو سه‌دقیقه‌ای طول کشید. چقدر حواسمان هست به کارهایمان و مراعات دیگران را داریم! کات هوا گرم بود. چند آبمیوه مادر گذاشته بود در یخچال که خیرات کنیم؛ یعنی آن‌قدر آبمیوه‌ها سریع آب شدند که شک کردم آیا آبمیوه‌ها را برده بودم یا نه؟ البته تردیدی نیست که خیرات می‌رسد و ربطی به نحوه تقسیم شدنش ندارد اما این مدلی‌اش […]
می 4, 2014

رنج‌نامه‌ای به بهانه‌ی رنجی که رفتن یک کوه رنج دارم

فردا پیکر محمدرضا لطفی، در زادگاهش گرگان، به خاک سپرده خواهد شد. این خصلتِ مرده‌پرستی که یکی از ژن‌های برجسته‌ی نژاد پاک و برتر ایرانی است! فردا در گرگان متبلور خواهد گشت. به حتم جماعت بسیاری از اقصی نقاط کشور، به سبب ارادت یا بیش فعالی ژن فوق‌الذکر، یا کنجکاوی، یا طمع عکس انداختن با بزرگان موسیقی کشور، یا تهیه شاهکارهای بلوتوثی و … در این شهر جمع خواهند شد تا پیکری را به دوش کشند، یا دوشی را در آغوش، یا آغوشی را در کادر، یا … بهر سبب که این‌ها حواشی‌اند و اصل مطلب در ادامه:   مطلع شدم ستادی برای برگزاری بزرگداشت محمدرضا لطفی تشکیل‌شده و مسئولین و چهره‌های رسمی، گوی سبقت برهم ربوده‌اند که حالا یا […]
آوریل 30, 2014

روز ملی خلیج‌فارس

  امروز، دهم اردی‌بهشت، روز ملی خلیج‌فارس است. شاید بارها و بارها این حرف‌ها را زده باشم؛ اما به بهانه‌ی این روز و به دلیل سکوت بین‌هایت عجیب کمپین‌های روشنفکری و ملی‌گرایانه و غرور آریایی و خون پاک اهورایی و این حرف‌ها، پس به اشتراک بگذار، گفتم این حرف‌ها را دوباره بزنم که لال از دنیا نرفته باشم. یک‌چند موجود دوپا که تا سی سال پیش، بادیه‌نشین بودند، به برکت حلقه‌ی بندگی که در گوش می‌کنند و از آن فزون‌تر، بی‌رگ‌وریشگی هم‌وطنان ایرانی که سرمایه‌هایشان را به‌عوض هزینه در امر تولید، سرریز بیابان‌های آنان کرده‌اند، حالا دچار جو گرفتگی شده‌اند و از یاد برده‌اند، تاریخ داشته‌ی ما و نداشته‌ی خودشان را.   هرازگاهی که حواسشان از حرم‌سرا و تعدد زوجات […]
مارس 16, 2014

گرامی باد سالروز پایان یافتن نگارش شاهنامه

اصولن بد ملتی است ملت ایران و صدالبته انتظاری هم از ایشان نیست. ما هر جا که باشیم را ویرانه می‌کنیم. گویی هیچ بویی از فرهنگ نبرده‌ایم. انگار در ما خصایص نیکوی بشری خشکیده. انگار این بخشی از فرهنگ ایرانی است که هر چیز را به ابتذال بکشاند. افراط‌وتفریط را عشق است در این مملکت. عده‌ای برای وطن گریبان چاک می‌کنند، یک‌طور، عده‌ای دیگر گریبان چاک می‌کنند، طور دیگر و هردو یکدیگر را به خیانت، جنایت و فاشیسم متهم می‌کند. من واقعن نمی‌دانم این ایران چه افتخار قابل‌عرضی به حال یا در گذشته داشته که حالا دماغ‌هایمان را به آسمان نشانه می‌گیریم و حتی برای خدا هم تعیین تکلیف می‌کنیم. غرض اما به جهت پرهیز از روده‌درازی، چندی پیش روز […]
مارس 8, 2014

شبکه اجتماعی همبوک

  پیشنهاد می‌شود نام فیس‌بوک در مجامع داخلی (و بعد بین‌المللی) به شبکه‌ی اجتماعی «هم» تغییر پیدا کند. یا فیس‌بوک، دامنه‌ی جدیدی خریداری کند (HmBook) ترجیحن (.IR) و اعضاء ایرانی را به‌صورت مشخص به این سرور منتقل نماید. چراکه در این جامعه، همه یا «هـ» (هنرمند) هستند و یا «ـم»: (از قبیل و نه محدود به: مرتب و قشنگ، مخالف نظام، متفاوت، مهندس و مریض‌خوار (دکتر) و …، میلیاردر (میلیونری که دیگه عین فقر ِ)، محصلین تحصیلات عالیه (حداقل دانشجوی فوق‌لیسانس)، مشاور (روانشناسی و مشتقات، هنری و …)، معصوم و پاک (!)، موزیسین، ماله کشان (بر دو قسم ماله کشان نسوان و ماله کشان ادبی. البته موارد خبره که در دو حوزه فعال باشند نیز گزارش‌شده)، مدافعین حقوق بشر، محافظین […]
فوریه 19, 2014

در حکایت طلبی که از زنجانی داریم …

ازآنجاکه بعد از محاسبات دقیق به‌عمل‌آمده، کاشف گردیده آقای زنجانی (آقای ز سابق، جوان ۲۵ هزارمیلیاردی)، آن‌قدر که برده و خورده‌اند، ندارند (تازه‌ این‌همه داره به گفته‌ی خودش در ویکی‌پدیا )، یک آقایی محاسبه کرده و به یک آقای دیگر گفته و آن آقا رسانه‌ای فرموده‌اند که بابک زنجانی، به هر ایرانی، ۱۸۰ هزار تومان بدهکار است! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ حالا که مطالبات مشکوک‌الوصول و ناممکن‌الوصول شده، به‌حساب مردم لحاظ شده! ۲ ـ منطق این استدلال چنین است: پول نفتی که باید به خزانه واریز می‌شد، هنوز واریز نشده و ازآنجاکه نفت سرمایه ملی است، پس این بدهی آقای زنجانی به مردم است! ۳ ـ آقایان محاسبه‌گر، یک لطفی کنند و ببینند کلن وزارت نفت به مردم چقدر بدهی دارد؟! […]
فوریه 4, 2014

اندر احوالات پلاستیک خانوار و …

می‌خواستم متن بلند بالایی بنویسم، به علت محدودیت وقتی‌که دارم، اصل ماجرا را سریع و صریح می‌گویم. بنده به روحانی رأی دادم. بعد از سال‌ها عدم شرکت در انتخابات. اقدامات این دولت را به عقل و خرد نزدیک‌تر می‌بینم تا بعضن آقایان را. بهر جهت بود تا رسیدیم به این سبد که بهتر بود عنوان پلاستیک دسته‌دار برایش مشخص می‌کردند. مسئله این است که این برنامه، بنده را به‌شخصه مشمئز نمود. نمی‌دانم دولت روی کدام منطق و اساس، چنین موج نارضایتی‌ای را ایجاد می‌کند؟ در کشوری که مردم به هم روا ندارند و حتی در پرداخت‌های کمونیزمی دولت قبل هم عده‌ای می‌گفتند چرا باید مساوی یارانه بدهند و کسی نمی‌گفت که اصلن نباید چنین چیزی میان جیب مردم بذارند و […]
ژانویه 22, 2014

لا نفرق بین احد من رسله

  بدین کمترین نهایت سپاسگزاری‌ام را اعلام می‌دارم؛ نسبت به کلیه سروران، عزیزان و دوستانی که با انواع روش‌های ارتباطی (حضوری و تلفنی و اینترنتی)، مراتب همدردی خویش را ابراز داشته و بنده‌ی حقیر را از قوت قلب خویش بهره‌مند ساخته‌اند. خدا را شاکرم که در این فراق، از صدقه‌سر دعای خیر دوستان، شکیبایی مضاعف داشتیم و تابعی محض بر اوامر حضرتش بودیم؛ اما در این میان، گلایه‌ای با بنده ماند. هرچند زمان و ساعت رفتن هیچ‌کس، دست خودش یا بستگانش نیست، اما شرمساری اعلام خبری بد، آن‌هم در ایام عید، همیشه با من خواهد ماند. در این میان، تنی چند از دوستان که بنده‌نوازی فرموده بودند و برای تسلیت‌گویی تماس تلفنی داشتند، در پاسخ به تبریک میلاد حضرت محمد، […]