دسامبر 6, 2016

تقدیر و تشکر

درود به دوستان و یارانِ جان. مقدمه‌چینی ندارد. اینکه وعده‌ها می‌دهی و می‌روی لابه‌لای روزمره‌گی‌های زندگی‌ات گم می‌شوی؛ به پوزش و توجیح و مقدمه‌چینی خلف وعده را هیچ دلیلی نیست. باری بهر جهت غرض اینکه شعف روزهای خوش به دنیا آمدن باران، تحت تاثیر خواست خدا دچار تحول شد. مشیت الهی استوار گردید جسم مادر به خاک سرد سپرده شود. شکر است خدا را و یقین که هر میلاد اشارتی است به مرگ و هر مرگ، میلادی است دیگر گون. مشغله‌های این ایام از هر دو جهت به قدری این کمترین را گرفتار کرده بود که حتی فرصت نشد پیام‌های سرشار از محبت دوستان و تسلیت گویی‌هایشان را پاسخگو باشم. به این کمترین، مراتب تقدیر و سپاس خود از عزیزانی […]
مارس 16, 2014

گرامی باد سالروز پایان یافتن نگارش شاهنامه

اصولن بد ملتی است ملت ایران و صدالبته انتظاری هم از ایشان نیست. ما هر جا که باشیم را ویرانه می‌کنیم. گویی هیچ بویی از فرهنگ نبرده‌ایم. انگار در ما خصایص نیکوی بشری خشکیده. انگار این بخشی از فرهنگ ایرانی است که هر چیز را به ابتذال بکشاند. افراط‌وتفریط را عشق است در این مملکت. عده‌ای برای وطن گریبان چاک می‌کنند، یک‌طور، عده‌ای دیگر گریبان چاک می‌کنند، طور دیگر و هردو یکدیگر را به خیانت، جنایت و فاشیسم متهم می‌کند. من واقعن نمی‌دانم این ایران چه افتخار قابل‌عرضی به حال یا در گذشته داشته که حالا دماغ‌هایمان را به آسمان نشانه می‌گیریم و حتی برای خدا هم تعیین تکلیف می‌کنیم. غرض اما به جهت پرهیز از روده‌درازی، چندی پیش روز […]
دسامبر 28, 2013

به خاطر چشم‌هایش …

طوری به من نگاه می‌کرد که توی دلم می‌گفتم: الآن ِ که مردمکش بترکد! برمی‌گشتم به عقب. به سال‌های دور دورقمی. به سال‌های قلب‌های چندوجهی؛ به سال‌هایی که میان نام‌های نامیمون دست‌وپا می‌زدم و کسی را می‌خواستم که خواستنی باشد، در من جوانه‌ای بزند که سال‌ها بعد درخت تناوری باشد، کسی باشد برای بی‌کسی‌هایم و مدام افسوس بود که قدم‌به‌قدم همراهی‌ام می‌کرد. همیشه طوری زندگی کردم که هرگز پشیمان نباشم و انکار ِ من؛ عاشقی است که این‌همه سال افسوس به دلم گذاشت. خدا را شکر می‌کنم و برایش دندان می‌سابم که: عظمتت را جلال، منت می‌گذاشتی و چشممان را بازتر می‌کردی، نمی‌شد؟ یا منان! دلهره‌ای میان این روزها توی دلم جیغ می‌کشد و حواسم را وقت و بی‌وقت، وقف یافتن […]
دسامبر 26, 2013

بر مسند وعظ

   بشری که حق اظهار عقیده و بیان فکر خود را نداشته باشد موجودی زنده محسوب نمی‌شود.  «شارل دو منتسکیو »  دو تن از دوستان، چندی است مهمان منطقه‌ای خوش آب‌وهوا شده‌اند. این دو دوست را خیلی وقت است می‌شناسم. سید مهدی موسوی را از دوران دانشجویی و فاطمه اختصاری را هم بیش از یک دهه است که می‌شناسم. خدا حافظه‌ی تاریخی‌ی خوبی به این کمترین عنایت فرموده و روزهای گذشته را خوب به خاطر دارم. از روزهای مشهد که دوستان شاعر، مهدی را عنصری نامطلوب آمده از تهران می‌دانستند که دارد گند می‌زند به ادبیات و تا پیش از ورود بسیاری از دوستان دیگر به فیس‌بوک، انکار موسوی‌ها و اختصاری‌ها در پیش داشتند، به ناگهانی دوست‌های شفیق و رفیقانی […]
نوامبر 15, 2013

روزنوشت

   گرفتاری‌هایی که به‌زودی تمام می‌شود … بعد می‌تونم بشینم و یک نفس راحت بکشم. وقتی مسئولیتی رو قبول می‌کنم، یا قولی می‌دم تا از گردنم وا نشه، نمی تونم بی‌خیال بشم. امروز باید تا فردا نشده، کارهایی که وعده دادم رو تحویل بدم. سه قسمت هنوز مونده و من به خاطر فشاری که این روزهای آخر به خودم آوردم، خسته‌ام. مغزم درگیره سفری هست که احتمالن اوایل هفته به سیستان خواهم داشت. دعا کنید …
اکتبر 29, 2013

روز کوروش

روز کوروش بزرگ، روز ۷ آبان (۲۹ اکتبر) که تاریخ نویسان آن را روز ورود کوروش به بابل و صدور منشور کوروش می‌دانند به پیشنهاد سازمان بین‌المللی نجات پاسارگاد٬ انتخاب و نام‌گذاری شده است. این روز که تاکنون به‌طور رسمی در تقویم ایران ثبت‌نشده است بهانه‌ای است برای بزرگداشت نامی بزرگ.
اکتبر 25, 2013

این روزهای من

سلام. این روزها به‌شدت درگیر نوشتن هستم؛ اما نه شعر و نه داستان و نه فیلم‌نامه. آن‌قدر شعر بدهکارم که نمی‌دانم وقتی برگردم سراغ این امپراتوری، چه می‌توانم داشته باشم. سوژه‌های داستانی و فیلم‌نامه‌های بسیاری در سرم رژه می‌روند. ولی آدم که نمی‌تواند هم‌زمان چند هندوانه را بردارد. چهارشنبه‌ی هفته‌ی پیش، نرم‌افزار نویسا را با تخفیفی ویژه پس از دودلی‌های بسیار، بالاخره خریدم و امروز و فرداست که فرصت کنم و نصبش کنم، شاید کمی کارهایم سبک‌تر شود. امیدوارم به مبلغی که پرداخت کردم بیرزد. به‌هرحال قیمت خود نرم‌افزار بدون تخفیف؛ سه میلیون تومان است که برای یک نرم‌افزار ایرانی، رقم درشتی محسوب می‌شود. متأسفانه هیچ‌یک از کاربرانی که این نرم‌افزار را تهیه‌کرده‌اند، (به‌جز روی سایت شرکت) در مورد میزان […]
اکتبر 7, 2013

میمونی مهرگان گوشزد می‌گردد

«مهرگان » متعلق به همه‌ی مردم سرزمین ایران بزرگ است و تنها یک جشن نیست. مهرگان یک بسته‌ی فرهنگی است. اینکه عده‌ای آن را مختص هم‌وطنان زرتشتی می‌دانند، در اساس به «به دینی » باوری ندارند والا، مشخصن فلسفه‌ی مهرگان، سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمت‌هایی است که به انسان ارزانی داشته و تحکیم دوستی و محبت میان انسان‌هاست. اهمیت این مسئله آن‌قدر بوده که در تقویم ایران قدیم، شش روز برای آن درنظر گرفته‌شده بوده. می‌خواهم عرض کنم که باید همه‌ی روزها را مهرگان دانست. همه‌ی روزها، روز پیمان و مخالفت با بی‌مهری و پیمان‌شکنی و دروغ است. از این بابت دیگر فرقی نمی‌کند که این فرهنگ در چه زمانی زمزمه و بازخوانی شود. می‌خواهد به تقویم فعلی شانزدهم […]
آگوست 20, 2013

محمد زهرایی درگذشت

درنهایت تأسف و تأثر، مطلع شدیم «محمد زهرایی »، مدیر محترم و فعال انتشارات کارنامه دار فانی را وداع گفته‌اند. با آرزوی مغفرت برای آن بزرگوار، مصیبت وارده را به بازماندگان آن مرحوم و کلیه اهالی فرهنگ و ادب این مرزوبوم تسلیت می‌گوییم. امید که همه‌ی ما در مسیر نشر، راه عزیزانی ازاین‌دست را ادامه دهیم.
می 5, 2013

بی بهانه

  روی همین خط یا خط قبل‌تر کجا نامت را بنویسم که بیشتر دوست داشته باشی؟ این روزها فرق نمی‌کند کجای جهان باشم وقتی یادت قدم‌به‌قدم تمام خط‌های دستم را به‌هم‌ریخته …   رفتم که بیاییم و حالا برگشته‌ام. افعال به‌هم‌ریخته است. ایام هم. بهر سبب مشیت الهی را گریز نیست. آدمی فرزند مرگ است و فراموشی. چه می‌دانم شاید بهتر باشد دقیقه‌ای سکوت کنم، به احترام مردی که رفت …!