دسامبر 6, 2016

تقدیر و تشکر

درود به دوستان و یارانِ جان. مقدمه‌چینی ندارد. اینکه وعده‌ها می‌دهی و می‌روی لابه‌لای روزمره‌گی‌های زندگی‌ات گم می‌شوی؛ به پوزش و توجیح و مقدمه‌چینی خلف وعده را هیچ دلیلی نیست. باری بهر جهت غرض اینکه شعف روزهای خوش به دنیا آمدن باران، تحت تاثیر خواست خدا دچار تحول شد. مشیت الهی استوار گردید جسم مادر به خاک سرد سپرده شود. شکر است خدا را و یقین که هر میلاد اشارتی است به مرگ و هر مرگ، میلادی است دیگر گون. مشغله‌های این ایام از هر دو جهت به قدری این کمترین را گرفتار کرده بود که حتی فرصت نشد پیام‌های سرشار از محبت دوستان و تسلیت گویی‌هایشان را پاسخگو باشم. به این کمترین، مراتب تقدیر و سپاس خود از عزیزانی […]
آگوست 15, 2016

خان یازدهم، کنسرت‌های موسیقی

خان یازدهم، کنسرت‌های موسیقی تحلیلی پیرامون کنسرت‌های موسیقی   شانزدهم تیرماه، در برخی از رسانه‌های داخل و خارج خبری منتشر شد بدین مضمون که آیت‌الله علم الهدی برگزاری کنسرت در مشهد را حرام اعلام نموده‌اند. ازآنجاکه معتقدم در عصری زندگی می‌کنیم که دیگر نمی‌شود به همین سادگی به رسانه‌ها اعتماد کرد؛ سری به سایت ایشان زدم تا پس از مطالعه کل سخنان ایشان و به همین بهانه چند سطر در باب وضعیت موسیقی حال حاضر کشور بنویسم. آنچه در سایت رسمی ایشان آمده را جهت نقل به‌عین می‌گذارم تا همین امر فتح بابی بر این نوشتار باشد: به خدا وصل شدن یعنی گناه و ابتذال در جامعه و حوزه فرهنگ ما به چشم نخورد و خودنمایی نداشته باشد، مسئله شنیدن […]
می 30, 2016

سازمان‌های مردم‌نهاد

چندی پیش در یکی از کارگاه‌های توانمند سازی دبیران سازمان‌های مردم‌نهاد کشور به‌عنوان میهمان حضور داشتم. پس از مدتها در برنامه‌ای میهمان بودم و می‌توانستم از مزایای آن که مهمترین‌شان گپ‌وگفت با دیگر میهمانان است، بهره‌مند شوم. به استثناء چند دبیر، سایر دبیران از سمن‌های نوپایی آمده بودند و میانگین سابقه‌ی کار تشکیلاتی‌شان به چهارسال نمی‌رسید. همه در پی کسب بودجه برای اجرای طرح‌ها، ایده‌ها و برنامه‌هایشان بودند. حاصل این نشست‌ها، منجر به تهیه گزارشی از آسیب‌های موجود در سازمان‌های مردم‌نهاد گردید که درحال حاضر، مشغول نتیجه‌گیری و پایان‌بندی‌اش هستم. اگر بخواهم کلیات آن گزارش را در چند بند خلاصه کنم، می‌توانم مهمترین این چند بند را در "عدم آشنایی فعالان سمن‌ها با کار تشکیلاتی" خلاصه کنم. لذا برآن شدم […]
آوریل 27, 2016

درباره‌ی نریشن

  پیش‌گفتار: به‌تازگی قصد کرده‌ام پاسخ سوالاتی که توسط دوستان مطرح می‌شود را در قالب یک گفتار هرچند کوتاه در این تارنگار درج کنم. دوستی در خصوص نریشن سوالاتی داشتند؛ دوستان، نریشن/ نریشن، دوستان! مدخل: امروزه زمینه‌های مختلف هنر، آنچنان درهم آمیخته شده‌اند که تفکیک آن‌ها از یکدیگر، دشوار است. واژه‌های بسیاری هستند که در زمینه‌های مختلف هنری، دربرگیرنده‌ی بار معنایی‌اند. این واژه‌های مشترک که ممکن است در برخی از زمان‌ها معنا یا توصیف متفاوتی با استفاده از همان واژه در زمینه‌ی هنری دیگری داشته باشند؛ به همان اندازه که می‌توانند محلی برای نزاع و درگیری باشند؛ می‌توانند فرصتی برای گفتگو در اختیار هنرمندان قرار دهند. یکی از این واژه‌ها؛ موضوع اصلی این سطرهاست. نریشن در زمینه‌های مختلفی به کار […]
دسامبر 2, 2015

گاف در سریال کیمیا

  آقا پیمان دارن تشریف میبرن برای جهاد سازندگی کنتور برق از این دیجیتالی‌های جدیده. آقا خسته نباشین.
نوامبر 15, 2015

گاف در سریال آسمان من

آقای کارگردان آقای رسانه برادر چند مسئله نخست به این مأمور امنیت پرواز سریال آسمان من بفرمائید عوض نشون دادن عجله‌ی رفتن به مدرسه بذاره بچه‌ها صبحونه‌شون رو بخوردن اسراف بده والا گناه داره و آقای پدر پشت دست بچه بزنه. دوم به‌عوض اون کارها روی املاءش کار کنه توی اس‌ام‌اس حل شد رو هل شد نزنه. بعد به مادر محترم خانواده بفرمائید باز گذاشتن شیر آب هم اسرافه. خسته نباشید.
نوامبر 14, 2015

نقد انیمیشن شاهزاده روم

دیشب به تماشای انیمیشن سینمایی «شاهزاده روم» رفتیم. متأسفانه به علت سردرد شدیدی که داشتم تمرکزی که باید داشته باشم را نداشتم لذا تنها به ذکر چند نکته بسنده می‌کنم. نخست اینکه تقدیر و تشکر دارم از حامد جعفری، تهیه‌کننده و هادی محمدیان، کارگردان و کلیه عوامل و متصدیان که پس از مدت‌ها موجب شدند سینما بروم. تلاش خوبی داشتید و جای انیمیشن ایرانی در تولید انیمیشن دنیا، واقعن خالی بود. باشد این انیمیشن، فتح بابی باشد بر ساخت انیمیشن‌های سینمایی که مردم را با فرهنگ این مرزوبوم آشنا کند. کیفیت تولید این کار با سایر تولیدات انیمیشن در ایران یک سر و گردن برتری دارد. ایراداتی به فیملنامه می‌توان گرفت در مواردی مثل عدم توضیح چگونگی ورود نرگس خاتون […]
نوامبر 8, 2015

چندی که نبودم، بودم

سلام مدتی نبودم. گرفتاری کارهای مختلف مثل همیشه. می‌دانم حرف تازه‌ای نیست می‌دانم وعده‌های زیادی داده‌ام و می‌دانم عده‌ای از اینکه دیربه‌دیر میهمانشان می‌شوم شاکی هستند. می‌دانم که می‌دانید گرفتارم. از شما چه پنهان بیماری مادر دوباره قوت گرفته‌این بار کنسر لنف از حوالی کلیه سر درآورده و مثل همیشه تنها دل‌خوشی‌مان دعای خیر دوستان و آشنایان است. این بار سراغ روازاده هم رفته‌ایم. اگر فرصتی پیش بیاید بر خواهم گشت و دراین‌باره خواهم نوشت.   کارگاه جدید فن بیان به‌زودی در موسسه به حدنصاب می‌رسد و پس از برگزاری حتمن بخش‌هایی از آن را تقدیم حضورتان خواهم کرد.   همین‌طور مایه‌ی خوشحالی است عرض کنم نخستین کتاب از پرونده بازخوانی نیما به‌زودی در ۲۱ آبان منتشر خواهد شد و […]
ژوئن 30, 2015

گاف گاهی به پشت سر نگاه کن

آقای شبکه‌ی دو، آقای «گاهی به پشت سر نگاه کن» یعنی دسته‌جمعی روی روان جمعی مملکت اسکی می‌روید؛ مقداری مطالعه، مقداری مشاوره، الآن که مثل همیشه و از سر اجبار تلویزیون روشن است و صدای برنامه‌های سراپا غیرمنطقی‌شان به گوشمان می‌رسد، یک گاف جدید در داستانتان آزارمان داد. تابش چکی کشیده به مبلغ سیصد و خوردی و الآن یکی با حکم جلب آمده. همه همدیگر را نگاه می‌کنند؛ دختر تابش می‌گوید: تو نمی‌دانی چک چه کسی را برگشت زدی، صبح از بانک زنگ می‌زدی، می‌آوردی مشکلت را حل می‌کردیم. مملکت قانون چکش عوض‌شده یا در تهران روند امور حقوقی فرق دارد؟ برادر گاهی به پشت سرت، عزیز من، چک که کشیده می‌شود، می‌رود بانک، گواهی عدم موجودی حساب می‌گیرد، بعد […]
ژوئن 24, 2015

گاف در سریال پایتخت ۴

همین الآن، نشون داد که ارسطو از بازپرسی برگشته (ریش و مو رو هم که دیشب کوتاه کرده بود) نقی هم داره با کینیک بازی می کنه، یه لحظه ارسطو خواب میبینه، تصویری که ازش در اون سمت استفاده میشه دوباره ریش و مو بلنده! آقا … آقا … بچه مچه نکن…! تبلیغات تاژ … بزن دست قشنگه رو.
ژوئن 21, 2015

دست‌هاش (پری)

عنوان این داستان را دست‌هاش گذاشته بودم ولی این اثر در برگزیده های آکادمی داستان گردون، با نام «پری» منتشر شد.   دست‌هاش می‌لرزد و نگاهش از گوشه‌ی دشت به گوشه‌ی دیگرش می‌دود. به‌تندی تکه‌های گوشت را با دندان از استخوان می‌کشد و لابه‌لای نفس‌ها، جویده و نجویده، فرو می‌دهد. سرش را پایین می‌گیرد هرازگاهی که از زیر نگاه می‌کند؛ پشت صورت استخوانی‌اش گرگی زوزه می‌کشد. : «یواش‌تر خا، مِپره میان گلوت‌ها.» ـ «اوهوم.» : «نگفتی از کُجه میایی؟» دستش را پرت می‌کند پشت سرش، ملچ مولوچ کنان چیزی می‌گوید که نمی‌فهمم.     …   : «حالا اون‌جه کجایه؟» ـ «تهرون.» : «دِروغم مِگه! تهران کُجه، این‌جه کجه؟!» سکوت که از راه برسد، دیگر چه فرق می‌کند کجای جهان ایستاده‌ای؟ […]
ژوئن 21, 2015

گاف در سریال پایتخت ۴

اینکه برنامه‌هایی تولید می‌شود تا مخاطبین داخل را از برنامه‌های بی‌محتوای برخی از شبکه‌های فارسی‌زبان ماهواره‌ای دور کند، به ذات خوب است؛ اما اینکه به کجا می‌رویم، خود مطلبی است که در جای خود فراخور توجه است. نشود از دلواپسی‌ی افتادن به دامان عروس بدذات، مردم را گرفتار عروس مذبله کنیم. پیداست صداوسیما درمجموع بیراهه‌ای را در این سال‌های اخیر در پیش‌گرفته که در صورت عدم بازنگری در این خط‌مشی، خود نسخه‌ای از شبکه‌های ماهواره‌ای آن چنین گردد. از تبلیغات و ابتذال حاکم بر آن که بگذریم، از اجرای تقلیدی و لوس برخی از مجریان که بگذریم، از برنامه‌های آب‌رفته و رفته بر آب که بگذریم تا در زمان مناسب، نگاهی بیندازیم به برنامه‌های ایام ماه مبارک رمضان. در حال […]
ژوئن 11, 2015

این روزها

سلام. می‌دانم مدتی نبوده‌ام و این چیز عجیبی نیست. اتفاقن مواقعی که هستم برای خودم عجیب شده. خبر تازه‌ای نیست. همان تکرار کارهای همیشگی است. نشر و هفت‌سنگ بازی‌های مربوط به آن. نمی‌خواهم چس ناله کنم و از بی‌نظمی‌ها بگویم؛ گفتن این حرف‌های تکراری، دردی را دوا نمی‌کند. این‌که دوستان ارشاد چند عنوان کتاب ما را گم‌کرده‌اند و کسی پاسخگو نیست. این‌که کارمندی که حقوق می‌گیرد تا سرِ کارش باشد، معمولن نیست؛ این‌که … این‌ها همه تکرار بی‌نظمی‌های هرروزه‌ی کشور شده. اتفاقن می‌خواهم یقه‌ی خودمان را بگیرم. سکوت کردنی که تضییع حقوق خودمان را در پی دارد. این‌که در برابر کسانی که باید پاسخگو باشند، چراکه مسئول‌اند، بی‌مسئولیتیم و چیزی نمی‌گوییم. یادمان رفته آقایان یا خانم‌ها، حقوق می‌گیرند که امور […]